اینجا خاور میانه است
زنبوری داشت در کنار رود نیل راه می رفت که چشمش به قورباغه ای افتاد.
زنبور گفت : می خواستم بروم آن طرف رودخانه. ممکن است مرا با خودت ببری؟
قورباغه جواب داد: نه، چون می ترسم وسط راه نیشم بزنی و بمیرم.
زنبور گفت: ولی این کار دیوانگی است چون خودم هم می میرم.
قورباغه گفت: حالا که اینطور است، قبول، بیا سوار شو.
زنبور رفت پشت قرباغه سوار شد و او شنا کنان به طرف مقصد حرکت کرد. وسط رود، زنبور قورباغه را نیش زد.
داد قورباغه در آمد: این چه کاری است می کنی احمق جان، خودت هم می میری.
زنبور جواب داد انگار فراموش کرده ای، اینجا خاورمیانه است!
لطیفه های چپ تاپ، دکتر احمد اخوت، مجله گل آقا، سال هجدهم، شماره اول ، فروردین 1387 (شماره 195-196)
مارس 31, 2008 در t 4:38 ب.ظ
سلام
یه عرضی داشتم خدمتتون. برای بیانش می تونم یه ایمیل ازتون داشته باشم؟ اگر لطف کنید به ایمیلم ارسال کنید یا تو وبلاگم باهاش کامنت بزارید خیلی ممنون میشم.
ای- میل ام رو جاهای مختلفی نوشتم. اما باز هم می نویسم :
youlio.youlio@gmail.com
مارس 31, 2008 در t 8:01 ب.ظ
agha ma nafahmidim zanbour che niazi be ghoooooooooooorbaghe joooooooooooon dare ke bere oooooooooooooonvare roooooooodkhooone
یولیو : اینو باید از جناب دکتر بپرسید. اما به نظر من اون زنبور نبوده، عقرب بوده. من فقط خواستم کپی رایت رو حفظ کنم
آوریل 1, 2008 در t 12:54 ق.ظ
سلام
ممکن که زنبور نیازی به قورباغه نداشته باشه ولی خوب اینجا خاورمیانه است .
طنز ظریف و جالبی بود .
آوریل 8, 2008 در t 4:05 ب.ظ
سلام… خیلی جالب بود! من به انگلیسی ترجمه کردم و در وبلاگ انگلیسی امگذاشتم! با لینک به شما و ذکر منبع… پایدار باشی